چشم انداز: آیا صلح عادلانه بود-و چگونه خواهد زنان افغان کرایه-اگر طالبان بازگشت ؟

کمتر از 48 ساعت قبل از طالبان امضا مشروط توافقنامه صلح با ایالات متحده به من تلفن سخنگوی طالبان را در دوحه به بحث در مورد شرایط انتظار توافق.

“من رانندگی در این لحظه” سهیل شاهین به من گفت وقتی که من پرسید اگر من می تواند ضبط یک مصاحبه با او.

او صدا کاملا شاد.

“من به شما بگویم که همه شناخته شده است به من تا کنون” شاهین گفت. “شما می توانید یادداشت ها. اما من نمی توانم به شما صدا در حالی که من رانندگی است.”

من با شتاب یادداشت ها به سرعت به عنوان او صحبت کرد.

او در صحبت با اطمینان به عنوان او به من گفت که طالبان بالای ایران در دوحه ملا عبدل غنی برادر را ثبت معامله در فوریه 29 در حضور نمایندگان بیش از 26 کشور جهان است.

شاهین همچنین به من گفت که بلافاصله پس از امضای بحث را شروع موضوع آزاد 5,000 طالبان از دولت افغانستان زندانها به عنوان یک اندازه گیری اعتماد.

“هنگامی که ما زندانیان آزاد هستند ما حرکت به سمت داخل افغانستان گفت و گو” شاهین گفت که طالبان خواهد مقابله به مثل با انتشار 1,000 زندانیان برگزاری است — از جمله کارکنان غیر نظامی از دولت افغانستان و اسیر نیروهای امنیتی افغان.

رشد طالبان

به عنوان شاهین صحبت کرد ذهن من شتافت بازگشت به افغانستان در سال های قبل از 11 سپتامبر 2001 و حملات تروریستی علیه ایالات متحده توسط القاعده که رهبری بود که پناه در میهن من در زمان.

در بسیاری از راه های امروز افغانستان است کمی در مشترک با افغانستان قبل از 9/11.

به عنوان یک دختر جوان در حال رشد در افغانستان تحت حکومت طالبان من می خواستم خیلی به رفتن به مدرسه.

اما من نمی توانستم. آموزش و پرورش برای دختران ممنوع بود.

The street in Kabul where RFE/RL correspondent Freshta Jalalzai lived with her family under the Taliban.


خیابانی در کابل که در آن RFE/RL خبرنگار Freshta Jalalzai زندگی با خانواده اش در زمان طالبان.

تنها سالها بعد بود که من به یاد که من نه تنها محروم آموزش و پرورش; من تا به حال از دست رفته بسیاری از چیزهای کوچک است که همسالان من در دیگر نقاط جهان برخوردار بودند و بدون توجه به آنها به طور خاص است.

من نمی تماشای تلویزیون و نمی تواند گوش دادن به موسیقی است.

من نمی دانم هر یک از کارتون و یا فیلم هایی که من و دوستان آینده در غرب خواهد به من بگویید در مورد خنده به عنوان آنها یاد می آورد کودکی خود.

من هرگز تا به حال شنیده جنگ ستارگان. من نمی دانم که مایکل جکسون بود. من هرگز شنیده موسیقی بیتلز.

همه از آن ممنوع بود توسط طالبان.

بعدا من متوجه شدم وجود دارد سوراخ خمیازه در تجربیات زندگی به عنوان به خوبی به عنوان در دانش من از جهان است.

من نمی دانم در مورد هولوکاست-چگونه 6 میلیون یهودی گرد شده بودند توسط نازی ها در طول جنگ جهانی دوم و قتل عام در اردوگاه های مرگ.

سال بعد وقتی که من تعداد بازدید Anne Frank مخفیگاه در شهر آمستردام, من به طور خلاصه بیشتر احساس متاسفم برای خودم از من برای او.

من احساس ارتباط با او. من احساس او انزوا.

RFE/RL correspondent Freshta Jalalzai (file photo)


RFE/RL خبرنگار Freshta Jalalzai (عکس)

به زنان و دختران زندگی تحت ولایت ما نیز اجازه نداشتند به بیرون بروید و یا برای انجام کارهای ساده برای کاهش خستگی-مانند دیدار دوستان به خرید بروید.

زنان تنها مجاز به ترک خانه های خود را برای نیازهای فوری مانند دیدن یک دکتر — ارائه شده بود نیز یک زن است.

من به یاد داشته باشید یک بار همراه با مادرم به دیدن یک متخصص زنان و زایمان.

ما در زمان او برادر همراه از آنجا که ما تا به حال به یک مرد همراه است.

من هنوز هم به یاد داشته باشید بوی خون و عرق و پوسیدگی گوشت در دکتر از اتاق کوچک.

او به انجام جدی پزشکی روش وجود دارد از جمله سقط جنین.

این یک راز است ، سقط جنین نیز ممنوع توسط طالبان.

در تاریک و باریک راهرو منتهی به اصطلاح اتاق وجود دارد یک گروه بزرگی از زنان تحت آبی و زرد و سفید و خاکستری burqas.

تمام شد در درد. همه در انتظار بودند تا مورد بررسی قرار گیرد تنها زن دکتر در محله.

وجود دارد یک دختر در سن و سال من بود که رنج و درد ساخته شده است که او گریه. اما او در سکوت گریستم.

من هنوز هم فکر می کنم در مورد او هر زمان که من دوره. درد مرا به یاد چشمان او پر از اشک بی اراده به دنبال در اطراف در همه.

او نه یک کلمه می گویند و هیچ کس به او صحبت کرد.

این روزنامه نگار در من هنوز هم شگفتی در مورد داستان او. من خودم را سرزنش نمی پرسیدن که چرا او گریه میکرد. شاید من به او صحبت می کنند چرا که من بیش از حد جوان است.

از دست بودا

در مارس سال 2001 من شنیده ام که طالبان تا به حال منفجر دو باستان مجسمه بودا در افغانستان مرکزی ولایت بامیان.

به عنوان یک کودک من تا به حال شناخته شده در مورد بودا چون پدر من به ما به ارمغان آورده پوستر آویزان است که در ما دیوار اتاق نشیمن برای سال.

آن را نشان داد هر دو بودا — بزرگتر مجسمه که پدر من به نام Salsal و کوچکتر مجسمه او می خواهم به عنوان “یک زن” به نام Shahmama.

من به یاد داشته باشید که چگونه من می خواهد پدر صحبت کنید تا با افتخار در مورد بودا. او آنها را دیدم به عنوان یک باقی مانده از افغانستان از 5000 سال سابقه.

چشمان او روشن با شادی زمانی که او به ما گفت از دیدن هر دو بودا.

اما صادقانه بگویم من نمی مراقبت بسیار مورد اهمیت تاریخی از مجسمه.

A combination photo of a 55-metre-high Buddha statue in Bamiyan. The image on the right was taken after the monument was destroyed by the Taliban in 2001.


یک ترکیب عکس یک 55 متری مجسمه بودا در بامیان. تصویر در سمت راست در نظر گرفته شد پس از بنای تاریخی نابود شد توسط طالبان در سال 2001 است.

من تو را دیدم آنها را به عنوان نماد عشق-مثل دو عاشق قطع کننده از سخت ترین کوه در قلب آسیا.

من فکر کردم آنها را پایه بلند و افتخار برای همیشه لطفا برای.

من آنها را تحسین. من حتی در مورد خواب داشتن یک داستان عشق مانند من تصور آنان است.

من فکر کردم در مورد بازدید آنها یک روز با کسی که من واقعا در عشق با – مانند کسی توصیف پاریس یا رم با عشق از زندگی خود را.

من گریه کردم با همه بودن من زمانی که آنها نابود شدند.

آن را ایجاد یک درد عجیب و غریب در من — به عنوان اگر کسی تا به حال باز کردن قفسه سینه و ربوده قلب من.

من goosebumps حتی در حال حاضر به عنوان من نوشتن در مورد آن.

مجسمه های بودا در بامیان دیگر وجود دارد و آن احساس می کند مانند افغانستان پراید به سرقت رفته بود — به جای یک حفره تاریک در روح از کشور است.

در برخی از متون قدیمی افغانستان به عنوان قلب آسیا.

در صورتی که یک استعاره و سپس قلب آسیا بلد طول طالبان در سال, شده است و تلاش برای التیام خود در طول دو دهه گذشته است.

تلفن طالبان

در همان روز من تلفن طالبان, سخنگوی, RFE/RL در افغانستان سرویس گزارش در گروهی از زنان در یک مسابقه اسکی در بامیان.

شاهین به من صحبت کرد در یک نرم و صدای دوستانه. او به نظر می رسید به من می دانم که من خودم را معرفي كردم.

ما چند بار گفته شده است که طالبان گوش به ما پخش می شود.

آنها از شنیدن گزارش ما در مورد زنان اسکی در بامیان?

زنان صحبت کرده بود در مورد رقابت و عالی در مورد زیبایی از ورزش و فواید آن برای زنان است.

کلمات خود را ساخته شده من فکر می کنم در مورد آنچه اتفاق می افتد به همه زنان در افغانستان به عنوان کشور حرکت رو به جلو در مذاکرات صلح.

من می دانم که این معامله می تواند صلح بین طالبان و دولت و طالبان دوباره به روز به روز زندگی مردم افغانستان.

من تعجب می کنم که احتمالا مانند میلیون ها افغان دیگر, آیا طالبان واقعا تغییر کرده است.

اگر نه چه اتفاقی برای دختران که در حال حاضر سن من بود که در اواخر 1990s?

آیا آنها بیش از حد توان انکار کرد بسیاری از لحظات شادی و شادی ؟

افغان ها داشته اند آن را آسان در طول دو دهه گذشته است. مبارزان طالبان مبارزه کرده اند خشمگینانه علیه دولت و ارتش ایالات متحده به رهبری نیروهای ائتلاف.

این درگیری نیز ایجاد کرده است از درجه اعتبار ساقط شده است که توسط شبه نظامیان از همه نوع-از جمله دولت اسلامی (IS) خبر داد.

از سازمان ملل در افغانستان (یوناما) می گوید بیش از 10000 نفر در افغانستان کشته و یا مجروح در طول سال 2019 به تنهایی.

هنوز امید یک روز بهتر همواره در حال حاضر هر زمان که من صحبت می کنند با عادی افغان.

خواهد شد تا طالبان به پایان است که امید است ؟ و یا آن را تمام به صلح و آشتی?

خواهد طالبان بود با لحن نرم و احترام به مردم افغانستان مانند شاهین بود که در طول مکالمه تلفنی با من ؟

افغانستان یک بار دیگر در حال آزمایش است و احتمالا آن سخت ترین آزمون در تاریخ معاصر است.

زمانی که مجسمه های بودا در بامیان دمیده شد من به خودم گفتم که من هرگز ببخش طالبان.

از آن پس من از دست دوستان و همکاران عزیز و حتی اعضای خانواده من به جنگ.

Freshta Jalalzai with a colleague from the Afghan service at RFE/RL's headquarters in Prague.


Freshta Jalalzai با یک همکار از افغانستان در RFE/RL دفتر مرکزی در پراگ.

به عنوان یک روزنامه نگار من عمدا خودداری از صحبت کردن با طالبان تا زمانی که من زنگ زد شاهین.

من نمی دانم که چگونه من می واکنش نشان می دهند.

اما در حال حاضر من تعجب می کنم اگر ساخت که تماس تلفنی معنی است که من تا به حال یک تغییر از قلب است.

من خیلی خسته هستم از گزارش در مورد جنگ در افغانستان است. بنابراین من امیدوارم که طالبان تغییر کرده است.

اما من آنها را ببخش?

من احساس گناه می کنم به یاد همکار من Sabawoon کاکر.

او کشته شد توسط یک بمب گذار انتحاری در کابل در سال 2018 همراه با دو تن دیگر از همکاران محرم احیا و انکشاف دهات و Ebadullah Hananzai و شش خبرنگار دیگر.

Sabawoon منتظر بود برای صلح و معتقد بود جنگ را پایان یک روز به زودی.

پسرش متولد شد و مدت کوتاهی پس از او کشته شد.

Ebadullah درگذشت و فقط چند روز قبل از اولین سالگرد عروسی.

من نمی توانم فراموش کنم مادرش گریه به خود بدن مرده قبل از ذخیره کردن او در خانه خود را.

محرم متعهد شد به جدی روزنامه نگاری. او امیدوار بود به گزارش اسلامی به حقوق و آزادی های زنان در افغانستان است.

با بسیاری از مردم بیگناه از دست داد در افغانستان خواهد صلح در حال حاضر می تواند غیر منصفانه به آنها ؟

من عصبانی و نا امید و غرق شده است.

من نمی دانم آنچه من می خواهم احساس اگر صلح آمد.

اما من می دانم که این جنگ باید پایان یابد.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im