چرا فیزیک خیلی سخت است؟


عصبانی-اذیت شده-کافه-52608-1.jpg
غیرمعمول نیست که مردم وقتی کلمه فیزیک را می شنوند ، دست و پا کنند . برای برخی ، این تفکرات را برای به یاد آوردن معادلات زنده می کند و سپس به طرز ناامیدی از آنها برای حل مشکلات استفاده می کند ( که این کاری نیست که شما باید بکنید ). برای دیگران ، این یک زبان خارجی است که فقط توسط geekiest شکل های زندگی قابل درک است. اما چرا فیزیک چنین شهرت ارعابی دارد؟ و مهمتر از همه: آیا این توجیه است؟

اولین قرار گرفتن در معرض شما دارای اهمیت است
بیایید یک قدم به عقب برداریم و درباره اولین مواجهه شما با فیزیک فکر کنیم. اگر خوش شانس بودید ، معلمی مشتاق داشتید که از قانون دوم نیوتن خیلی هیجان زده به نظر می رسید. اگر خوش شانس نبودید … خوب ، احتمالاً چیز زیادی از کلاس فیزیک به یاد نمی آورید. در هر صورت ، بسیاری از دانش آموزان برای گذراندن امتحان “حرکت در دو بعد” برای حفظ معادلات متوسل می شوند. این به طور کامل تقصیر دانش آموزان نیست – بسیاری از مباحث دیگر که در مدرسه تدریس می شوند بسیار مناسب برای حفظ حافظه هستند.

رویکرد “وصل و چنگ” به فیزیک ، دانش آموزان را تنها با مشکالت تکالیف زوج اول مواجه می کند. هنگامی که آزمونها یا آزمونها به وجود می آیند ، مشکلات به چیزی بیشتر از “plug and chug” قدیمی نیاز دارند. اما اگر این روش برای سایر کلاسها و نه برای فیزیک خوب کار کند ، یکباره یک فیزیک سخت است. بهترین برداشت اول برای فیزیک نیست.

فیزیک نیاز به تفکر انتقادی جدی دارد
فیزیک به طور معمول اولین باری است که دانش آموزان از مهارت های ریاضی خود (که در وهله اول کار ساده ای نیست) به شیوه ای کاربردی استفاده می کنند. هر کس می تواند تمام آچارها و پریزها را در جهان جمع کند ، اما ابزارها به تنهایی به شما کمک نمی کنند تا ماشین خود را تعمیر کنید. دقیقاً مانند یک مکانیک ، یک دانشجوی فیزیک نه تنها باید بداند که چگونه ابزار خود را بکار ببرد بلکه نحوه استفاده از آنها را برای یک مشکل پیچیده نیز باید بشناسد.

توسعه مهارت های حل مسئله سخت است. دلیلی وجود دارد که به حل کننده های مشکلات بیش از مشاغل فقط با کار دنیوی پرداخت می شود. فیزیک در ایجاد مهارت های حل مسئله و استفاده از آنها در محیط های جدید متمرکز است. مطمئناً ، این موضوع را می توان در مورد بسیاری از موضوعات دیگر نیز بیان کرد ، اما این مهارت ها فقط با برخی پیش نیازها قابل استفاده است.

این در پیش نیازهای سلسله مراتبی ساخته شده است
تصور کنید که یک کلاس شیمی را به زبانی که صحبت نمی کنید ، بگیرید. خیلی سخت است ، درست است؟ فیزیک تقریباً یکسان است ، جز این که زبان ریاضی است . برای بسیاری ، ریاضیات به اندازه کافی سخت است ، و به نظر می رسد فیزیک بسیار سخت است. مطمئناً به شهرت فیزیک کمک نمی کند. ما این مشکل را در افراد دیگر مانند ادبیات یا تاریخ ندارد (مگر اینکه شما می گرفتن آن را در زبان دیگر). ما هر روز انگلیسی صحبت می کنیم ، که یادگیری پیچیدگی های موضوعات علوم انسانی را کمی تهدیدآمیز می کند.

بر خلاف انگلیسی ، ریاضیات دانش آموزان را ملزم می کند تا مفاهیم قبلی را خنثی کنند. معادلات دیفرانسیل به دانش حسابگر نیاز دارند که شامل جبر و غیره است. ضربه گیر این است که معادلات دیفرانسیل تنها ابزاری است که برای حل یک مشکل فیزیک استفاده می شود!

مفاهیم Counterintuitive در بسیاری از مباحث فیزیک گنجانده شده است
حتی وقتی همه ریاضیات را از بین ببرید ، فیزیک هنوز هم سخت به نظر می رسد. مشکلاتی که زندگی روزمره ما را توصیف می کند ، از لحاظ منطقی قابل درک هستند. نیازی نیست که فیزیک را مطالعه کنم تا بدانم که تماس با آهن گرم یک ایده بد است. با این حال ، هنگامی که ما به چیزهای عجیب و غریب مانند مکانیک کوانتومی یا نسبیت عام وارد می شویم ، درک ریاضی راحت تر می تواند آن مفهوم را درک کند! در حقیقت ، با وجود عملکرد روزافزون رایانه ها ، آنها هنوز هم نمی توانند برخی از مهمترین مشکلات جسمی امروز را حل کنند.

حکم
بله – فیزیک سخت است ، اما به این معنی نیست که نمی تواند لذت بخش باشد. فیزیک اوج یادگیری زبان بی پایان ریاضیات و ترکیب مفاهیم پیچیده برای حل مشکلات پیچیده است. پس چرا کسی دوست دارد فیزیک را یاد بگیرد؟ این سوالی است که همه ما برای آن پاسخ های متفاوتی داریم. خبر خوب این است که لذت بردن از فیزیک بسیار متفاوت از تمرین فیزیک است. ارتباطات علمی مانند نیل دگراسه تایسون و برایان کاکس کتابهای شگفت انگیزی را تألیف کرده اند که به هر خواننده این امکان را می دهد تا درباره جنبه مفهومی فیزیک بیاموزد. اما بعضی از افراد تمایل دارند که هود را پاپ کنند ، آستین های خود را جمع کنند و شروع به چرخاندن آچارها به موتور فیزیک کنند.

منبع : http://gg.gg/hwkia